تبلیغات
بصیر شدن - شهید کیست؟
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
شهید کیست؟
جمعه 5 شهریور 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

 

این شهدا را پررنگ و بزرگتر از بقیه نوشتم چون حرف دارم. ولی قبل از هر چیز بگویم منظور من از این شهدا، شهدایی است که جایگاهشان بهشت است و هم سفرۀ معصومین هستند، نه شهدای جهنّمی که هم سفرۀ عمروعاص و یزید و شمر و حرمله و آن حرامزاده هایی هستند که خون به دل پیامبر و آل طاهرینش کردند.

این روزها شاهد هنرنمایی بنیادی هستیم به اسم بنیاد شهید و امور ایثارگران. بنیادی که ظاهراً باید حامی خانواده های شهدا و ایثارگران باشد، ولی دارد خون پاک سیصدهزار شهید را به خون پر از چرک و آلودگی چند بچّه ژیگول که تمام عمرشان به ریش خانواده های شهدا خندیدند می فروشد. کسانی که ننه و باباهاشان با پایمال کردن خون شهدای پاک و عزیزمان رفتند به عرش و دور نیست روزی که با مغز بخورند به فرش. دختر شهیدی را می شناسم که قبل از به دنیا آمدنش یتیم شد. شخص سرمایه داری، خون به دل پاک این دختر کرده. طفلک وقتی خون دل می خورد و کاری از دستش برنمی آید، فقط نفرین می کند:«خدا تو این دنیا هر چی می خواد بهش بده. اصلاً بشه پادشاه جهان. اونقدر بده که نتونه جمعش کنه. ولی اون دنیا به زمین گرم بچسبه. خدا طوری عذابش بده که...(بماند). چرا که این حرام خوار از صدّام بدتره. کاری که اون با من می کنه، صدّام با من نکرد.»

آقای بنیاد شهید، محض یادآوری باید خدمت شما عرض کنم شهید به کسی می گویند که با خون پاکش درخت انقلاب را آبیاری کرده باشد. کسی که خونش در راه خدا ریخته شده باشد. در یک راه مقدّس. در راه ولایت فقیه. و خانوادۀ شهید به کسی می گویند که خون دل خورده باشد. برای انقلاب، برای نظام مقدّس جمهوری اسلامی، برای مظلومیت سیّد علی. با این تفاسیر، کدام یک از این چند نفری که به درک رفتند، اینطور هستند؟ اینها با خون ناپاکشان درخت ضدّانقلاب را آبیاری کردند نه درخت انقلاب را. اینها در راه غیر خدا به هلاکت رسیدند، نه در راه خدا. خانواده هایشان برای چه خون دل خوردند؟ برای محقّق نشدن فتنۀ سبز، نه مظلومیت سیّد علی. اینها خون دل خوردند برای پُرتر کردن حسابهای چند میلیاردیشان، نه برای نظام مقدّس جمهوری اسلامی.

اصلاً ببینم، جناب بنیاد شهید، تو برای چه به وجود آمدی؟ برای چه کسی؟ خون چه کسانی باعث شد تو به وجود بیایی؟ خون کسانی که رفتند تا انقلاب باقی بماند یا کسانی که هلاک شدند تا آمریکا به اهدافش برسد؟ خون کسانی که خون به دل دشمن کردند یا خون کسانی که از دشمن با گل و اسفند پذیرایی می کنند. تو نان خون چه کسانی را می خوری؟

روزی که می خواستند شهدای حادثۀ هواپیمایی C130 را شهید اعلام کنند، ناز کردید:«باید بررسی کنیم ببینیم آیا شهید محسوب می شوند یا نه؟!» حالا چه شده که این سه نفر نیاز به بررسی نداشتند. یا شهید هادی صالحی و شهید رضا کوه خیل1. بعد از اینکه اینهمه در گوشتان خواندیم که بابا، این بندگان خدا شهید محسوب می شوند. مگر نه اینکه طبق فرمودۀ حضرت امام خامنه ای:«زنده نگه داشتن یاد شهدا، کمتر از شهادت نیست»؟ پس چرا او را شهید محسوب نمی کنید. بعد از اینکه این را هزاران نفر در گوشتان این را خواندند، تازه با کلّی ناز و اکراه گفتید:«خوب البتّه اینها هم شهید محسوب می شوند!» و این را طوری گفتید که هنوز هم عدّه ای بدتر از خودتان که هنوز نمی دانید شهید یعنی چه، در شهید بودن این دو بسیجی مخلص شک دارند.

شما با این کارتان، با شهید خواندن این سه ... ابدی، نه فقط در حقّ شهدا و خانواده هایشان، که در حقّ امام حسین(علیه السّلام) جفا کردید. جفا کردن در حقّ امام حسین و یاران و خانوادۀ اسیرش صرفاً این نیست که در روز عاشورا هلهله راه بیندازید و کف و سوت بزنید، هم ردیف قرار دادن دشمنان حسین با آن حضرت، به مراتب بدتر از هلهله در روز عاشوراست.

حالا شما می خواهید شبهای قدر به مساجد بروید و احیا بگیرید؟! این دیگر خنده دار و البتّه تأسّف بار است. می خواهید بروید به خدا بگویید چه؟ الهی العفو که ما چند ماه در دادن لقب شهید به این دشمن شادکن ها تأخیر کردیم؟! آهان! نکند می خواهید بروید در شب شهادت مولاعلی(علیه السّلام) سینه بزنید؟! آخر ای بی بصیرتها، علی که یتیم نواز بود. شما کدام یتیم را نوازش کردید؟ شما دارید با این کارتان خون به دل فرزندان شهدا می کنید. شما لازم نکرده به مجلس عزاداری امام علی(علیه السّلام) بیایید که آنجا جای شما نیست. شما لطفاً در خانه هایتان بمانید و برای خودتان عزاداری کنید. برای عاقبت خود اشک بریزید و بیندیشید سر پل صراط چگونه می خواهید پاسخگوی یتیمان شهدا و مادران داغدارشان باشید و چگونه و با چه رویی می خواهید جلوی روی فاطمۀ زهرا(سلام الله علیها) که هم فرزند شهید بود، هم همسر شهید و هم مادر چند شهید، قرار بگیرید؟ کاش عقلتان را نمی دادید دست دشمنان اسلام. تا فراموش نکردم این را هم بگویم، این شهدا و خانواده هایشان نیستند که به شما محتاجند، شمایید که شدیداً به آنها محتاجید و بترسید از آه مادران و همسران و فرزندان شهدا. ضمناً فراموش نکنید که با حلوا حلوا کردن، دهان شیرین نمی شود. با دادن لقب شهید به هلاک شده های فتنه، آنها بهشتی نمی شوند. ولی شما جهنّمی می شوید. دادن لقب مقدّس شهید به این کشته شده های ناپاک، فقط دنیای خانواده هایشان را شاید بسازد. شما اگر عقل داشته باشید، برای آباد کردن دنیای ضدّانقلاب، آخرت خودتان را خراب نمی کنید. برایتان متأسّفم. مفت باختید.

 

پی نوشت 1: شهید هادی صالحی و شهید رضا کوه خیل دو بسیجی مخلص از بسیجیان دانشگاه آزاد کرج هستند که در زمستان سال هشتاد و هفت، در راه برگشت از مناطق جنگی جنوب کشور، در حالی که برای هماهنگی کاروان راهیان نور دانشگاه رفته بودند، تصادف کرده و به درجۀ رفیع شهادت نایل آمدند. شهید صالحی، فرماندۀ بسیج نیز بودند.

 

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 10:40 ق.ظ | نظرات()