تبلیغات
بصیر شدن - معلّم های بزرگوار و فداکار، خسته نباشید...
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
معلّم های بزرگوار و فداکار، خسته نباشید...
یکشنبه 14 شهریور 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

 

خودشان قضیۀ معلّم شدنشان را اینطور تعریف می کنند:«مارو به عنوان روحانی فرستادن یه شهری. هر شب بعد از سخنرانی میومدم روضه بخونم، مردم می زدن زیر خنده. باز شب بعد تا میومدم روضه بخونم، مردم می خندیدن. منم دیدم این حنجره، حنجرۀ خنده ست. نمی تونم اشک مردمو دربیارم. مردم اونجا هم نامه نوشتند و گفتند که آقا ما این روحانی رو نمی خوایم! مارو انداخن بیرون. منم رفتم پا تخته سیاه و معلّم شدم و کارم گرفت!»

بیشتر شاگردانش جوانها و بچّه های کم سنّ و سال تر هستند. در این باره نیز می فرمایند:«ابوی بزرگوارم منو فرستادند قم، برای تحصیل در حوزۀ علمیّه. وقتی درسم تموم شد و برگشتم، رفتم پا تخته سیاه و شروع کردم به درس دادن به بچّه ها. یه روز پدرم اومدن و وقتی دیدن شاگردام همه بچّه هستند، منو صدا کردن. رفتم خدمتشون، گفتند: من راضی نیستم. گفتم چرا؟ گفتند:من تورو فرستادم قم درس بخونی آیت الله بروجردی بشی. این کارا چیه؟ پا تخته سیاه به بچّه ها درس می دی؟ من راضی نیستم. گفتم: شما به اندازۀ پدر آیت الله بروجردی ثوابتو بردی. اجازه بده ما هم به کارمون برسیم. ما پزشک اطفال داریم، اجازه بدید روحانی اطفال هم داشته باشیم!»

بله، صحبت از روحانی معلّمی است که بیش از سی سال است که روزهای پنجشنبه و البتّه در ماه مبارک رمضان، هر روز با کلام گرم و شیرینش که لهجۀ شیرین کاشانی اش حلاوت بیشتری به کلامش می بخشد، ما را سر سفرۀ قرآن می نشاند و «درسهایی از قرآن» به ما می آموزد؛ حجّةالاسلام والمسلمین، حاج آقا قرائتی(دامت برکاته).

حاج آقا قرائتی، معلّم مهربان

به راستی شاید بتوان به جرأت گفت کسی جز این عالم بزرگوار نمی توانست این چنین خستگی ناپذیر در راه ترویج نماز و سواد و زکات اینقدر مؤثّر باشد.

تا به حال حتّی یک کلمه از ایشان نشنیدیم که استناد قرآنی نداشته باشد. سی سال است ایشان تمام داراییشان یک قرآن است و یک تخته سیاه. امّا همین دارایی اندک ارزش بسیار دارد و با همان، درسهای بسیاری به ما داده است. آنقدر کلامش شیرین و تأثیرگذار است که هر شنونده و بیننده ای را به خود جذب می کند و جالب است که جوانها بیشتر از کسانی که سنّی از آنها گذشته جذب کلام شیوا و دلنشینش می شوند. بارها شده وقتی با دوستی در مورد موضوعی صحبتی می کنم، هر چه دلیل برایش می آورم، قبول نمی کند. امّا به محض اینکه می گویم راستی، در این باره حاج آقا قرائتی چنین می فرمایند، سریع می گوید حق با توست. جوانان بسیاری را دیده ام که دید ناخوشایندی نسبت به جامعۀ روحانیت دارند و به قول خودشان به جز رهبر عظیم الشّأن، روحانی دیگری را قبول ندارند. امّا به محض اینکه نام این عزیز بزرگوار می آید، سریع تسلیم می شود. به راستی چه سرّ و سحری در کلام این بزرگمرد نهفته است که اینچنین همه را مجذوب خود می کند؟ فکر می کنم یکی از اسرار آن، این باشد که برای هر کلمه ای که می گوید، مصداق روشن و صریحی از قرآن کریم می آورد و این کتاب آسمانی و معجزۀ پیامبر خاتم(صلوات الله علیه) را به شکلی شیوا و دلنشین و به دور از فضایی خشک و کسالت آور برایمان تفسیر می کند. سی و چند سال است که با همین یک کتاب به ما درس می دهد، امّا هرگز حتّی یک درس تکراری نداشته است. این البتّه از اعجاز قرآن کریم و شناخت عمیق ایشان از این اعجاز است. دیگر سرّ تأثیرگذاری کلام دلنشین این روحانی و معلّم بزرگ این است که سخنان ایشان از جان و دل بر می آید و لاجرم بر دل می نشیند.

ایشان به قدری زیبا قیام و رکوع و سجود نماز را تفسیر می کنند که من از وقتی تفسیر ایشان از آداب نماز را شنیده ام، لذّت بیشتری از نماز خواندن می برم. آنقدر از ایشان در هر زمینه درسها آموخته ام که هر گاه با کسی پیرامون هر مسئله ای صحبت می کنم، محال است کلامی از ایشان ذکر نکنم و نگویم به قول حاج آقا قرائتی...! از مسایل سیاسی گرفته تا فرهنگی و اجتماعی و اعتقادی و ... و حتّی خوردن و کارهای عادّی زندگی ، ایشان درسی از قرآن به ما آموخته اند.

سخن پیرامون این عالم فرهیخته و این عابد والامقام و این شخصیت بزرگ بسیار است و مجال کم. هر چه بگوییم تمامی ندارد. همه او را می شناسند و هر کس حدّاقل یک درس از ایشان آموخته است. قلم من حقیر هم از بیان چنین شخصیت والایی قاصر است. این چند سطر را صرفاً به این دلیل نوشتم که بگویم از لطفشان بی نهایت سپاسگزاریم. ما که در مقابل خدمات ارزشمندشان کاری نمی توانیم بکنیم. به قول خودشان:«طرف اگه خیلی هم که بزرگ باشه و بخوان ازش تشکّر کنن، فوقش یه تندیس ازش درست می کنن و یا یه خیابون به اسمش می کنن. تو این دنیا نمی شه پاداش یه کار بزرگ رو داد. مثلاً شهدای ما، برای تشکّر از اونا چیکار می تونن بکنن؟ هر کاری انجام بشه(که البتّه نمی شه) باز هم کمه. فقط خدا می تونه در آخرت بهترین پاداش رو بهشون بده.» ما هم هر کار بکنیم، نمی توانیم زحمات سی و چند سالۀ ایشان را جبران کنیم و از این عالم بزرگ قدردانی به عمل آوریم. هر چه بگوییم نمی تونیم حقّ مطلب را ادا کنیم. پس فقط از خدا می خواهیم به این بزرگمرد عمر طولانی همراه با عزّت و سلامتی اعطا کند تا همچنان به تدریس قرآن مشغول باشند و با ثواب چنین کار ارزشمندی، جایگاه نیکویی در بهشت برای خود مهیّا کنند.

آقای معلّم، خسته نباشید. از شما ممنونیم.

*     *     *

هر شب بعد از اذان مغرب به افق تهران و پخش نماز جماعت که گاهی به امامت حضرت ماه اقامه می شود و حاضرین، خوشا به حالشان، به نایب خورشید اقتدا می کنند، مرجع عالیقدر تشیّع، حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)، با جرعه ای از «چشمۀ معرفت»، ما را میهمان خود می کنند و من روزۀ خود را با آن افطار می کنم.

عالم ربّانی، مرجع عالیقدر جهان تشیّع، حضرت آیت الله مکارم شیرازی(دامت برکاته)

سخنانشان آنقدر صمیمانه و منطقی و روشن است که در روح و جان آدم اثر می گذارد و تا عمق وجود هر صاحب فکری را جلا می دهد.

سفرۀ افطار، سفرۀ پر خیر و برکتی است و طبق روایات معتقدیم دعایی که سر این سفرۀ ارزشمند بکنیم، مستجاب است. و چه نیکو و چه زیباست هنگامی که در کنار سفرۀ افطار، به سخنان این مرجع عالیقدر هم گوش می دهیم و هر روز، با سخنان مفید و ارزشمندشان، چشمانمان بازتر، قکرمان بصیرتر و راهمان روشن تر می گردد.

متأسّفانه بعضی از ما شیعیان، حالا بنا به دلایلی، یا به خاطر بی سوادی، یا به خاطر مطالعۀ کم، یا به خاطر تنبلی و یا به خاطر اهمّیّت ندادن، اطّلاعاتمان دربارۀ مسایل دینیمان کم است و بدیهی است که اگر شخصی از دین و مذهب دیگری یا از فرقه های ضالّه، افکار و عقاید و باورهای دینیمان را به سخره گرفته و زیر سؤال می برد، قادر به پاسخگویی نیستیم. سخنان این عالم ربّانی از آن جهت حائز اهمّیّت بیشتر است که این بصیرت و آگاهی را به ما می دهد تا با شناخت صحیح افکار و عقایدمان، قدرت دفاع از آن را داشته باشیم و با کوچکترین تلنگری، راهمان را کج نکنیم. از ادیان و مذاهب و فرقه های دیگر هم اگر کسی منطقی باشد و با عقل و شعور و به دور از تعصّبات کاذب و غیر منطقی به سخنان حضرت آیت الله مکارم، این عالم بزرگوار گوش کند، یقیناً قانع خواهد شد و حتّی راهش را می تواند درست کند.

هرگز سخنی از ایشان نشنیدیم که بدون منبع(منابعی هم از عالمان شیعه و هم از عالمان اهل سنّت) و استدلال روشن از آیه های قرآن کریم ذکر کنند. پس هر کس که حقیقتاً دل روشن و پذیرای حقیقت داشته باشد، با کلام شیوا و شیرین و گرم ایشان، حتماً به اصلاح خود خواهد پرداخت.

قلم من در توصیف، تشکّر و قدردانی از ایشان آنقدر الکن است که بیش از این نمی تواند تاب بیاورد. چه می گویم، اصلاً همین که جسارت کردم و با این قلم قاصر، نام ایشان را جاری ساختم، خود جسارت است. این چند سطر را هم صرفاً به این دلیل نوشتم که بگویم قدردان زحمات عالمانمان هستیم و با زبان الکن خودم از ایشان بی نهایت سپاسگزاری می کنم. برای ایشان هم از خداوند متعال طول عمر با عزّت، همراه با سلامتی اعطا کند و در آخرت، بهترین منزلگاه را برای ایشان فراهم آورد.

*     *     *

به جرأت می توانم بگویم تنها سریالهایی که در این ماه مبارک به طور کامل دنبال کردم(به غیر دو سه قسمتی که منزل نبودم) و از آن بهره های فراوانی بردم و گاهی افسوس می خورم که چرا بعضی از قسمتهای آن را از دست دادم، «درسهایی از قرآن» و «چشمۀ معرفت» بودند که این را مدیون این دو استاد عالیقدر و ارزشمند، حجّةالاسلام و المسلمین حاج آقا قرائتی و حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی هستم که با کلام گرم و شیرین و شیوای خود، جوانان بسیاری را جذب کرده و راه راست را به ما یاد می دهند.

اساتید بزرگوار، خسته نباشید. خدا سایۀ شما را از سر امّت اسلام کم نکند.

برای سلامتی و طول عمر این دو بزرگوار صلوات

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 11:54 ق.ظ | نظرات()