تبلیغات
بصیر شدن - لطفاً خودی ها را نزنید!
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
لطفاً خودی ها را نزنید!
شنبه 27 شهریور 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

می خواستم به مناسبت هفتۀ دفاع مقدّس مطلبی در این مورد بنویسم. ولی با توجّه به یه سری مسایل واجب تر و لازم تر دیدم مطلبی در جهت حمایت از سربازان بصیر و افسران دلیر هشت ماه دفاع مقدّس بنویسم که هنوز دارن با قدرت به مبارزه ادامه می دن. مخصوصاً مدّتیه بخش نظرات وبلاگم، پر شده از کامنتهایی در نقد اشخاصی چون آقای حسین قدیانی(داداش حسین بچّه بسیجیها)، آقای دوئل یا همون میثم محمّد حسنی و آقای امیرعلی صفا. تا چندی پیش آقای امین عارفی هم البتّه جزو این لیست بودند که با تعطیل شدن وبلاگشون این نقدهای غیر منصفانه هم تعطیل که نه، کم شد. اسم این چیزهایی که برام کامنت می ذارن نقد نمی شه گذاشت. یه جورایی بهتره بهشون بگم دو به هم زنی، غرض و مرض یا همچین چیزایی. میان و به اسم دوستی و بدتر از اون همسنگری، تهمتهایی به این بزرگواران و حتّی خودم می زنن و این عزیزان رو با لفظ برادر و منو با لفظ خواهر خطاب قرار می دن، ولی بعدش هر چی می خوان بار آدم می کنن. این پست رو اختصاص دادم به جواب دادن به این نادانهای بی بصیرتی که جای هیچ چیزی رو نمی دونن کجاست. این آخرین پستیه که بهشون جواب می دم و برای خودی های غیرخودی و نخودی وقت باارزشمو تلف می کنم چون طبق فرمودۀ آقای محمّد حسنی:«ما دیگه كاری به فتنه نداریم ... ما با بزرگتر از سران فتنه داریم میجنگیم ...» وقتی حتّی سران فتنه هم برامون دیگه پشیزی ارزش ندارن و به زباله دان تاریخ پیوستن، وقت گذاشتن برای این نخودی ها بی ارزش تر از اونه. امّا دیگه نمی تونم این توهین ها، نه به خودم که به این برادران همسنگر و بصیر و شجاعم رو تحمّل کنم. پس یک بار برای همیشه می گم و دیگه تموم. قبل از هر چیز گفتن این مطلب رو لازم و ضروری می دونم که:«با دفاع از این عزیزان قصد دارم از یک جریان فکری دفاع کنم و نه شخص. همه ما از اعضای حزب الّلهیم و با همین ایده دور هم جمع می شیم و همین مسئله مارو از خیلی آسیبها حفظ می کنه. دفاع من از این برادران، نه دفاع از اسم، که دفاع از رسمه. در فضای سایبر این عقیدۀ آدمهاست که دیده و شنیده می شه. امّا هرگز فراموش نمیکنم که بدون در نظر گرفتن سختی کار در فضای مجازی و با نادیده گرفتن ناسزاها و نامهربانی ها به تلاش خود ادامه دادند. میخواهم دفاع کنم از همان ثبات قدمی که در زمان پدران ما خرمشهر را آزاد کرد و حالا سد های نامشروع خادم استکبار را در هم میشکند، امّا به جای تشکّر و خسته نباشید و دست مریزاد، جز نامهربانی چیزی نصیبشون نشد.»

اوّلاً مطلبی رو خدمت آقای موسوی در جواب متنی که تو وبلاگشون نوشتن و همۀ کسانی که اینطور غیرعقلانی برخورد می کنند عرض کنم؛ اصولاً این روزها مد شده هر کی می خواد تعداد نظرات وبلاگشو ببره بالا، یه نقد دربارۀ آقای قدیانی می نویسه. شما هم یکی از اونا. منم مثل شما آمار بازدید وبلاگم کمه. ولی مگه آسمون به زمین اومده یا زمین رفته چسبیده به طاق آسمون؟ هر کس همونقدری آش می خوره که پول داشته باشه. یا به قول معروف، هر که بامش بیش، برفش بیشتر. این درسته که به خاطر همچین دلیل مضحکی، همسنگر خودمونو خراب کنیم؟ شما اگه خیلی راست می گید سعی کنید خودتون خوب بنویسید. بر فرض محال که شما درست می گید و آقای قدیانی اشتباه می کنند. ایشون اصلاً بد(با عرض پوزش از برادر بزرگوارم آقای قدیانی!) شما که خوبید بهتر نیست به جای اینکه وقتتونو صرف کار عبثی بکنید و دیگرونو نقد کنید، به وبلاگ خودتون یه تکونی بدید و نوشته های خودتونو قدرتمند کنید؟ این حدیث امام علی(علیه السّلام) رو محاله نشنیده باشید که می فرمایند:«خوشا به حال کسی که پرداختن به عیوب خودش، او را از پرداختن به عیوب دیگران بازدارد.»

شما مخالف این هستید که آقای قدیانی با هاشمی(علی اکبر رأس فتنه) اینطور درشت صحبت می کنند، می گید اینکه به این جناب می گن رأس فتنه اشتباهه و حتّی مطلب کاملاً منطقی آقای محمّد حسین حیدری رو هم رد می کنید و برای خودتون استدلالهای عجیب و غریب می تراشید. امّا برادر من، مگه فقط آقای قدیانی اعتقادشون اینه که هاشمی رأس فتنه ست؟ این اعتقاد خیلی از مردم و حتّی اکثر بزرگان از جمله سردار بزرگوار حاج سعید قاسمی، دکتر حسن عبّاسی، حجّةالاسلام رسایی و ... هم هست. یعنی اینها هم(از محضر این بزرگان جدّاً عذرخواهی می کنم) اشتباه می کنند و حرفهای امام خامنه ای رو اشتباه متوجّه شدند و فقط شما  درست فکر می کنید و حرفهای «آقا» رو درست می فهمید؟! واقعاً عجیبه. چه اعتماد به نفسی! آخه این چه منطقیه که شما دارید؟ این منطق شما که اصل بی منطقیه. حالا گیرم عالم و آدم هم نمی فهمند و شما عاقلید و حرفهای آقارو درک می کنید. از این سخنان امام خامنه ای در نماز جمعه چند وقت می گذره؟ بیشتر از یک سال. درسته چطور در تمام این مدّت سکوت کردید و با این تفکّر آقای قدیانی که بیش از یک ساله روش مانور می دن مخالفت نکردید و حالا یادتون اومده که سال گذشته آقا در مورد رأس فتنه چی فرمودند؟ برام واقعاً سؤال شده. این سخنان آقا مال یک سال و اندی پیشه و و این عقیده که آقای هاشمی، رأس فتنه هستند و عقیدۀ خیلیا هم هست، اگر از بعد از فتنۀ بعد از انتخابات هم که حساب بکنیم، باز هم قدمت یک سال و چند ماهه داره. شما تا حالا کجا بودید؟ چرا اینقدر دیر؟ و حالا که اومدید چرا از استدلالای آبدوغکی استفاده می کنید؟ بهتر بود حرفی نمی زدید که برای خودتون حکم تف سر بالا پیدا نکنه. ضمناً این رو هم بگم، جدای از همۀ این حرفا، مشکل اصلی ما این نیست که بعضی از شماها با این استدلالای عجیب و غریب میایید انتقاد می کنید. انتقاد کنید. این بد نیست(البتّه برای انتقاد یر معقول، کو گوش شنوا!). این بده که به جای اینکه این انتقادات رو خصوصی بگید، میاید تو وبلاگتون جار می زنید که پز روشنفکری بدید، اونم کِی؟ درست در آغاز هفتۀ دفاع مقدّس. عوض اینکه حمایت کنید از سربازان هشت ماه دفاع مقدّس، اونارو خراب می کنید؟ جدّاً براتون متأسّفم.

و امّا بعد؛ خدمت دشمنان دوست نمای عزیزی(!) که با کامنتا و اراجیفشون، هی رو اعصابم شلنگ تخته میندازن! شما که داعیۀ ولایتمداری دارید و ادّعا می کنید که سرباز جنگ نرم هستید و اسمای دهن پر کن و قلمبه سلمبه روی وبلاگتون می ذارید و بعاً از نام عمّار خرج می کنید که مثلاً عمّار امام خامنه ای هستید و اگه حفی می زنید دربارۀ هر کدوم از این سربازان واقعی رهبر که اسمشون در ابتدای این متن آوردم، از سر دلسوزیه، اگه واقعاً دلتون می سوزه و دوست دارید اشتباهاتشونو اصلاح کنن، چرا به من می گید؟!!! به خودشون بگید. من مگه چیکاره شونم؟! من هم مثل شما حتّی یک بار هم تو عمرم این برادران بزرگوار رو ندیدم. آقای صفا و آقای عارفی رو که تا همین چند وقت پیش که عکسشونو دیدم حتّی نمی دونستم چه شکلین؟ پیرن؟! جوونن؟! این کار شما جز دو به هم زنی معنی دیگه ای نداره. در ثانی، یه آدم دلسوز و یه منتقد منصف که خودشو در لباس دوست معرّفی می کنه، هرگز به مورد نقدش توهین نمی کنه. کاری که شما می کنید. شما چطور می تونید به این راحتی به آقای عارفی و آقای قدیانی که از فرزندان شهدا هستند و در خطّ مقدّم جبهۀ سایبری و فضای مجازی با فعّالیّت مؤثّرشون دمار از روزگار بالاترین درآوردن توهین کنید؟ چطور می خواید جواب پدرانشونو بدید؟ چطور خودتونو منتقد می دونید در حالی که کلمه به کلمۀ حرفاتون توهین و تهمت به ایشونه و یه کلمه نقد منصفانه توش پیدا نمی شه؟ آقا یا خانومی که برادر خوبمون آقای صفا رو با لفظ جوجه آخوند خطاب کردید، اوّلاً شما خجالت نمی کشید اینقدر بی ادبانه و گستاخانه ایشونو خطاب می کنید؟(نه دیگه. اگه خجالت می کشیدید که این کارو نمی کردید. خجالت سیخی چند؟!) دوّماً یه تار موی همین به قول شما جوجه آخوند و به زعم من طلبۀ بصیر، می ارزه به هزار تا عبا شکلاتی و شیخ بی سواد جامع التّجاوز و رأس فتنه که با لباس مقدّس پیامبر، هر کثافت کاری و خیانتی که می خوان می کنند(از آقای صفا عذر می خوام که اسمشونو در کنار اسم چنین آدمهای پست و رذل و بی شرفی قرار دادم). آقای امیرعلی صفا هرگز قابل مقایسه با چنین لجنهایی نیستن. اگه یک هزارم بصیرت ایشونو این سفّاکان حرام لقمه داشتند، کارشان به اینجا نمی کشید که علیه نظام مقدّس جمهوری اسلامی و علیه ولایت فقیه و امام خامنه ای کاری کنند. جواب توهین دیگه ای که به ایشون کردید و تهمتی که زدید باشه برای یوم الحساب.

و امّا خنده دارترین کامنتی که برام گذاشتید؛ اینکه آقای میثم محمّدحسنی دنبال شهرتن و خزعبلات و اراجیفی که شرم دارم از نوشتنش. این دیگه از اون حرفاست. آقای محمّدحسنی رو تا وقتی که اشخاصی چون آقای قدیانی و تعداد دیگه ای از دوستان معرّفی نکرده بودند، همه با اسم آقا دوئل می شناختنشون. معدود کسانی بودند که بدونند ایشون کی هستن و حالا هم متأسّفانه جز بچّه های فضای سایبر و عرصۀ جنگ نرم در خطّ مقدّم سایبر، خیلی انگشت شمارن کسانی که ایشونو بشناسن. تازه خیلی از ماهایی هم که ایشونو می شناسیم، فقط به اسمه و شاید اگه تو خیابون ببینیمشون نشناسیم. در هر راهپیمایی که می شه، طرحهای ایشونو دست جمعیت بی شماری از راهپیمایان می بینیم که اکثر قریب به اتّفاق اونا، اصلاً نمی دونن این طرح از کجا اومده و کسی رو به اسم دوئل یا میثم محمّدحسنی اصلاً نمی شناسن. گمنام ترین سرباز فعّال جنگ نرم آقای محمّد حسنی هستن که طرحهاشون دست همه هست و هیچ کس خالق این آثار ارزشمند رو نمی شناسه.

و امّا اکثر شما که چنین کامنتایی گذاشتید، این عزیزان رو با لفظ برادر و داداش میثم و داداش حسین و کلمات دهن پر کنی از این دست قرار دادید. وقتی که دشمن مشترک همۀ ما اینقدر راحت داره جولان می ده، بهتر نیست به جای نقد غیر منصفانۀ خودی ها، به کوبیدن و رسوا کردن دشمن مشترک بپردازیم؟ من باورم اینه که اگه قصد شما فقط دو به هم زنی و دلیل کارتون فقط حسادته و لاغیر. در غیر این صورت نقدتونو خیلی منصفانه به خودشون می گفتید نه به من یا سایر دوستان که هیچ ارتباطی با این بزرگواران نداریم. وبلاگ اکثرتونم دیدم. گاهی وقتا شده پستی رو نوشتید که حتّی یه نظر هم براتون گذاشته نشده و بیشترین تعداد کامنتاتون از بیست تا تجاوز نکرده.

شما همون آدمایی هستید که کنار گود نشستن و می گن لنگش کن. بعضیاتون که جرأت نکردید حتّی اسم مستعارتونو بنویسید و به جاش ! و ؟ و ... و * و چیزهایی از این قبیل گذاشتید. شما که هیچ. کلّاً از دایره خارجید. امّا شمایی که اسم واقعای یا مستعارتونو گذاشتید، اکثراً کسانی هستید که بعد از یک سال و چند ماه از فتنه، تازه پیداتون شده. به قول حاج آقا قرائتی بی بخار و بی احساسید. صبح قلقلکتون می دن، عصر می خندید! شما اگه فعّال جنگ نرم هستید، تا حالا کجا بودید که هیچ اسم و رسم و نشونی ازتون ندیدیم؟ مفت خوری کار بدیه. نکنید این کارو. این درست نیست که یک سال یه عدّه خون دل بخورن و عرصه رو از وجود جلبکا پاک کنند و بعد شمایی که هیچ کاری نکردید بیایید و مدّعی بشید و مفت مفت غنیمت جمع کنید. اینو دیگه یه بچّۀ دو ساله هم می دونه که مفت خوری کار بدیه. شما چطور نمی دونید؟!

یه توصیه بهتون دارم که برای چندمین بار تکرار می کنم. اگه می خواید آمار بازدید وبلاگتون بره بالا، خودتون یه کاری بکنید و نوشته های خودتونو بهتر کنید. این کار نادرستیه که برای بالا کشیدن خودتون سعی کنید دیگرونو پایین بکشید. با این کار خودتونم با مخ می خورید زمین. شما مطالب خوب و قابل توجّهی بنویسید، قول می دم خودم براتون بازدید کننده جمع کنم. اونقدر که آمار بازدید وبلاگتون از وبلاگ آقای قدانی هم بیشتر بشه!!! باور کنید می تونم. نگید قصدتون بالا بردن آمار بازدید نبوده که باور نمی کنم. چون بعضیاتون این همه مطلب نوشتید یه بار نیومدید تبلیغ کنید که بیا وبلاگ منو بخون. امّا همچین که مطلبی دربارۀ هر کدوم از افسران شجاع و فعّال جنگ نرم نوشتید، تو بوق و کرنا کردید.

                                            *          *          *

و امّا از طرف جمیع بروبچّه های بسیجی از برادران بزرگوارم آقایان قدیانی و محمّدحسنی و عارفی و صفا تقاضا می کنم همچون گذشته با قدرت به مبارزه شون ادامه بدن و کم نیارن. تا وقتی که مطیع امر رهبر باشید و جلوی دشمن کوتاه نیایید، ما همسنگران واقعی شما پشتتون هستیم و تنهاتون نمی ذاریم و زیر پاتونو خالی نمی کنیم. بهتون قول می دیم. شما امیدهای ما در فضای سایبر هستید و اگه لحظه ای احساس کنیم خدای نکرده راهتون اشتباهه، قبل از هر منتقد غیر منصفی، خودمون کالماً دوستانه تذکّر می دیم تا کسی جرأت نکنه هر اراجیفی خواست در مورد شما بلغور کنه.

به قول آقا محمّدحسنی »جمجمه تونو به خدا بسپارید» و دچار رخوت و سستی نشید که خدا با شما و ماست و ظهور نزدیک است. در پناه حق باشید.

این هم طرحی از اقای میثم محمد حسنی كه بی ارتباط به موضوع نیست:

            

پس نوشت:جمعه در مسیر راهپیمایی پر شور و حماسی کرج صحنه ای دیدم که نظرمو به خودش جلب کرد: عروس و دامادی قرآن در دست و چفیه بر دوش و دست در دست هم شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسراییل و مرگ بر صهیونیست و ... می دادند. برای این دو بزرگوار آرزوی خوشبختی می کنم. امیدوارم در پناه خدا و زیر سایۀ قرآن کریم زندگی خوبی رو شروع کنند.

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 08:28 ب.ظ | نظرات()