تبلیغات
بصیر شدن - عاشورایی باشیم و پیرو حسین(علیه السّلام)
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
عاشورایی باشیم و پیرو حسین(علیه السّلام)
دوشنبه 22 آذر 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

 

 

حسین، حسین است!

روز عرفه، شخصی آمد و گفت شنیدم امام حسین حجّش را نصفه رها کرد و به سمت کوفه حرکت کرد. درست است که کوفیان از امام حسین دعوت کردند و نامه نوشتند، ولی یعنی امام حسین نمی توانست دو روز دیگر تحمّل کند و دیرتر برود؟ اصلاً برای چه چنین کاری کرد و برای چه حجّ را که یک فریضۀ واجب است رها کرد و ...؟

از این دست سؤالات بسیار خوانده و شنیدم. بسیاری از آن توسّط عدّه ای در وبلاگم گذاشته شده بود.

کاش به جای اینکه بنشینید و به فضل و ایمان خود اعتماد کنید و خود را عالمی بی اشتباه و خطا بدانید و کار یک امام معصوم که هر چه انجام داده فرمان الهی بوده و گناه و حتّی اشتباهی مرتکب نشده است زیر سؤال ببرید، کمی به مطالعه و تفکّر عمیق و دقیق می پرداختید!

 

توجیه عقلی و واقعی:

حضرت امام حسین(علیه السّلام) در روز عرفه، مجبور به ترک مکّه و نصفه رها کردن حج شدند. دلیل این امر این بود که امام متوجّه شده بودند که یزید(لعنةالله علیه) تعدادی تروریست را مأمور کشتن ایشان کرده است. حال ببینید اگر مولایمان حضرت امام حسین(علیه السّلام) در مکّه و در حین اعمال حج به شهادت می رسیدند نتیجه اش چه می شد:

1ـ همانطور که می دانید حجّ واجب در ماه ذی الحجّه انجام می شود و باز همانطور که می دانید این ماه، یکی از ماه های حرام است. حضرت امام حسین(علیه السّلام) از مکّه خارج شدند تا حریم امن الهی در ماه حرام به خون ایشان رنگین نشود.

2ـ دلیل دیگر این امر این بود که اگر ایشان در مکّه به شهادت می رسیدند، نتیجه ای در بر نداشت و مرگ ایشان بیهوده بود و هیچ ثمری نداشت و امامی که حتّی ثانیه ای بیهوده زندگی نکرد، چه طور می تواند مرگ بیهوده ای داشته باشد؟

3ـ جایی که فریضۀ واجب تری همچون جهاد و مبارزه با مشرکین و کسانی که در دین خدا بدعت گذاشته اند باشد، فریضۀ واجب دیگری چون حج ساقط می شود. چرا که اگر در دین خدا بدعت گذاشته شود و به بیراهه برود، دیگر حجّی باقی نمی ماند! به همین دلیل حتّی در هشت سال دفاع مقدّس هم بودند بسیاری از رزمندگان دلیر اسلام که حج بر آنها واجب شده بود ولی به خاطر اوجب واجبات که همان دفاع از دین اسلام و شرف و عزّت و خاک و ناموسشان به جبهه های حق علیه باطل شتافتند.

 

توجیه انتزاعی و نظر خودم(!):

چه کسی می گوید حضرت امام حسین(علیه السّلام) حج را نیمه رها کرد؟! مگر نه اینکه بعد از عرفات، اعمالی همچون وقوف در مشعر و منا و رمی جمرات و قربانی کردن و طواف نسا است؟ و باز مگر نه اینکه حاجی به عرفات می رود تا نسبت به خدا معرفت پیدا کند، مشعر می رود تا شعور عبادت خدا را به دست آورد، در منا تمام هواهای نفسانی را سر می برد، در رمی جمرات نماد شیطان را سنگ می زند، در راه خدا یک گوشفند یا گاو یا شتر یا... را قربانی می کند و در نهایت دور خانۀ خدا طواف انجام می دهد؟ و آیا غیر از این است که حضرت امام حسین(علیه السّلام) خودش سراپا معرفت و شعور در شناخت ذات لایتنهایی باریتعالی بود و هوای نفسانی نداشت که بخواهد سر ببرد و به جای سنگ زدن به نماد شیطان، شیطان واقعی و مجسّم را رسوا ساخت و به جای یک قربانی، تمام خانواده اش، فرزندان و برادران و یاران و عزیزانش را قربانی راه خدا کرد و در نهایت به جای آنکه همچون پروانه دور خانۀ خدا بچرخد، دور خدای خانه چرخید؟ آیا این حج نبود که حضرت امام حسین(علیه السّلام) انجام دادند؟ حاجی ها همگی کارهای نمادین انجام می دهند و مولایمان حسین(علیه السّلام) به حقیقت اعمال حج را انجام دادند.

 

قوّۀ قضایی، بصیرت/ از شهدا خجالت

 

فکر نمی کردم قوّۀ قضاییه اینقدر بی بصیرت و بی عقل باشد که رسالت خود را به همین راحتی فراموش کند. بعد از گذشت بیش از یک سال از فتنه و شورش علیه نظام مقدّس جمهوری اسلامی و شخص ولایت فقیه و آشوب در عاشورای حسینی، فتنه گران خداجو و قاتلان بسیجیان پیرو ولایت هنوز راست راست می چرخند و علیه نظام و حتّی علیه مذهب و مکتب عزیزمان بیانیه می دهند و سرخوش زندگی می کنند، آن وقت سربازان و بسیجیان ولی امر مسلمین جهان، اجازۀ گفتن سخنی ندارند. خدا رحمت کند شهید آوینی را. دیگر لازم به گفتن جملۀ ایشان نیست که مسلّماً ملکۀ ذهن همه شده است. کجا هستند آن کور و کر شده هایی که می گویند در دولت دکتر احمدی نژاد بسیجیان آزادانه کار می کنند و بقیه در خفقان زندگی می کنند و اجازۀ کوچکترین اعتراض و سخنی ندارند؟ ببینید، شما که ماشاءالله هر غلطی خواستید کردید و کسی از مسئولان دستگاه قضایی به شما حتّی نگفت بالای چشمتان ابروست، امّا همین بسیجیان که به قول شما آزادانه کار می کنند و حرف می زنند، هر بار که حرفی زندند، یا به طریقی دهانشان را بستند، یا اجازه ندادند صدایشان به گوش کسی برسد و یا سایتشان را بستند. امّا کور خوانده اید. به قول شهید والامقام، محمّد جواد تندگویان:«این انقلاب همین یک سنگر را که ندارد. این سنگر نشد و نگذاشتند کار کنیم، یک سنگر دیگر. مهم اصل کاری است که ما می خواهیم انجام بدهیم. حالا چه فرقی می کند که کجا باشد؟» بله. ما همین یک سنگر را نداریم. سایتها و وبلاگهای ما را ببندید، در جای دیگری از این میراث ارزشمند و گرانبهای حضرت امام خمینی(رحمةالله علیه) و رهبر عظیم الشّأن و عزیزمان حضرت امام خامنه ای(مدّظلّه العالی) دفاع خواهیم کرد و اجازه نخواهیم داد «این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد». ما پیرو مولایمان حسینیم و از عزاداری اماممان فقط بر سر و سینه زدن و اشک ریختن نیاموخیتم. ما از حضرت امام حسین(علیه السّلام) یاد گرفتیم:«اگر دین نداریم، لااقل آزاده باشیم.» ما «تا آخرین نفس و تا آخرین قطرۀ خونمان» پای این انقلاب و این رهبر فرزانه ایستاده ایم. ما مولایمان را تنها نخواهیم گذاشت چون:

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 02:52 ب.ظ | نظرات()