تبلیغات
بصیر شدن - چه کسی جنگ طلب است؟
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
چه کسی جنگ طلب است؟
دوشنبه 11 مرداد 1389

سی سال قبل:

بعد از سالهای طولانی مبارزه و تحمّل بدترین و مخوف ترین شکنجه ها، بالاخره انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. چه خونها که در این راه ریخته نشد و چه خون دلها که خورده نشد...! امّا همه هنوز مست پیروزی انقلاب بودند که خبر دادند عراق قصد حمله به ایران را دارد. امّا وقتی بنی صدر(لعنت الله علیه) رییس جمهور باشد، نباید انتظار داشت گوش شنوایی هم وجود داشته باشد.

سر انجام بتول خانوم تنها کاری که توانست بکند، سهمیه بندی کردن سلاحهای جنگی بود!! و البتّه خدمات

 زیادی کردند، ولی نه به مردم شریف و مبارزان ایران که به دشمنان آنها خدمت کردند.

رژیم بعث روز به روز حمله اش را شدیدتر می کرد و مردم بی دفاع، کودکان و زنان بی پناه مثل گل پرپر می شدند و جناب رئیس جمهور خائن دست روی دست گذاشته بود. نظامیان بعثی وقاحت و بی شرمی را تا حدّی رساندند که ...(بعضی از جنایات این حرامیان آنقدر وحشتناک است که غیر قابل گفتن است. بروید از آنها که بودند و دیدند بپرسید) و حتّی به ناموس ایران تجاوز می کردند(پس بی خود نبود که شیخ بی سواد، به شما که عرض کنم، پایش را به جبهه نگذاشت!) و صدّام خبیث و دیوانه، اعلام کرده بود قصد دارد سه روزه تهران را فتح کند!(زرشک!) و آنقدر وحشی شده بودند که به روح الله اهانت کردند و حرمت حریم مقدّس ولایت را نگه نداشتند.

در این شرایط، نه، بدتر از این شرایط بود که جوانان غیرتمند ایران زمین که مادرانشان با عشق به امام حسین(علیه السّلام) به آنها شیر داده بودند و زیر بیرق علمدار کربلا، حضرت ابوالفضل العبّاس(علیه السّلام) پرورش یافته بودند، خونشان به جوش آمد و به حمایت از ولی فقیه و طبق امر ایشان و دفاع از میهن اسلامی، میز و نیمکت های مدرسه و دانشگاه را رها کردند، از خوشی ها و رفاه گذشتند و وارد جبهۀ نبرد حق علیه باطل شدند. اینها فرزندان همان کسانی بودند که قبل از انقلاب، سخت ترین شکنجه ها و بدترین شرایط زندانهای ساواک را تحمّل کرده بودند تا انقلاب اسلامی پیروز شود. اینها با نان حلال بزرگ شده بودند و بی غیرتی در وجود آنها جایی نداشت. چه می گویم؟ اینها فرزندان شهدای کربلا بودند. پس جان عزیزشان را به خطر انداختند تا دیگر هموطنان در آسایش باشند و سایۀ نایب امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) بر سرمان مستدام باشد. امّا...

امّا عدّه ای اندک از فرزندان جنایتکاران کربلا که بصیرت و شعورشان در حدّ جلبک بود، به این دلاوران که برای دفاع از سرزمین اسلامی از خودشان گذشتند و به جبهه ها رفتند، گفتند:«جنگ طلب» و هر گاه داستان شهادت شهیدی نقل می شد، می گفتند:«طرف عقلش کم بود. می خواست نره جبهه!»

یک سال قبل تا اکنون:

دورۀ دهم انتخابات ریاست جمهوری در پیش بود. مثل همیشه چشم تمام دنیا و رسانه های بیگانه به این سرزمین آسمانی بود تا ببینند این مردم چه می کنند؟ امّا این انتخابات رنگ و بوی دیگری داشت. از همان اوّل می شد بوی توطئه و فتنه را استشمام کرد. اوج این قضیه زمانی بود که رنگ سبز به بازی گرفته شد و آقای مهندس چیز را غدّۀ سرطانی و شیطان بزرگ و بعد از آن ممّد خالی بند و جناب اباشکم تفاله های این جناب حمایت کردند...

بالاخره روز 22 خرداد فرارسید. روز موعود که قرار بود بار دیگر چشم تمام دنیا کور شود. با همۀ توطئه ها و کارشکنی ها و موش دوانی های اپوزیسیون های بی عقل، باز هم ملّت قدرتمند و بصیر ایران به یمن رهبری مولای عزیزمان، امام خامنه ای و طبق امر ایشان خالق حماسه ای عظیم شدند. حماسه ای که در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شد و هیچ چیز خللی به آن وارد نمی کند. حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری، پاسخ کوبنده و محکمی بود به دشمنی ها و شیطنت های شیطان بزرگ، آمریکا. امّا عدّه ای در داخل کشور که بچّه های همین شیطان لعینِ رجیم بودند، شکست پدرشان را نتوانستند تحمّل کنند و قصد کردند به پدر ملعونشان کمک کنند و ضربۀ مهلکی به انقلاب اسلامی بزنند. پس حمله را شروع کردند و به رسم پدران و مادران منافقشان در سال 60 به خیابانها ریختند و به مردمی که تنها گناهشان عشق به نایب خورشید و جانشین روح الله بود حمله کردند و تعدادی از سربازان مخلص نایب بقیّةالله را به شهادت رساندند و خواستند تلافی کینه هایی که از امام خمینی(رحمة الله علیه) بر دل ناپاکشان دارند بر سر امام خامنه ای(مدّظلّه العالی) درآورند. غافل از اینکه این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست. کسی پای آرای ملّت ایستاده و از مردمش حمایت می کند که محافظش خداست و دستش در دستان عمویش ابوالفضل علمدار است.

فتنه گران خداجو! که گستاخی را به حدّی رساندند که حتّی حرمت روز عاشورا را هم نگه نداشتند، دیدند با وجود چنین رهبر مقتدری نمی توانند کاری از پیش ببرند، به شخص ایشان حمله کردند و تیرهایشان مولا را نشانه گرفت. باز هم غافل از اینکه همانطور که جوشن کبیر از مولا علیمحافظت کرد، از سیّد علی هم محافظت می کند.

امّا سربازان حضرت ماه نتوانستند ساکت بنشینند. نتوانستند در مقابل هجمه های دشمن آرام بگیرند. پس باز هم برای دفاع از حریم ولایت به پا خواستند و جلوی فتنه گران و اربابانشان قد علم کردند. در زمان هشت سال دفاع مقدّس، سربازان شیطان و تاریکی به سربازان نور که برای دفاع از حریم روشنایی و ولایت و میهن اسلامی به جبهه های نبرد رفته بودند گفتند:«جنگ طلب».

اکنون بیست و دو سال تمام از پیروزی در هشت سال دفاع مقدّس می گذرد و این بار در هشت ماه دفاع مقدّس فرزندان سربازان شیطان به تبعیت از پدران و مادران ناپاکشان به فرزندان سربازان نور که باز هم برای دفاع از حریم نور و روشنایی و ولایت قد علم کرده اند، می گویند:«جنگ طلب».

درسته، ما جنگ طلبیم. ما خواهان مبارزه با تاریکی و ظلمات هستیم. ما خواهان مبارزه و جنگ با دشمنان رهبرمان هستیم. رهبر ما، عشق ما و ناموس ماست. به هیچ خبیث و بدطینتی اجازه نمی دهیم دلش را بشکند. ما خواهان جنگ هستیم چون تمام جنگهای دنیا به اسم صلح اتّفاق افتاده است. ما خواهان جنگیم چون این صلح است که باعث کشته شدن میلیونها انسان بی گناه در سرتاسر جهان شده است. تا وقتی صلح نابودگر است، ما خواهان جنگیم.

امّا من می خواهم بگویم ای سربازان شیطان، اگر به ما اینگونه می گویید تا روحیه مان را تضعیف کنید، بدانید ما هم به تبعیّت از پدران دلاور و مادران صبورمان همچنان محکم ایستاده ایم و حتّی محکمتر و استوارتر از آنها از مولایمان دفاع می کنیم و هیچ چیز در سدّ آهنین ما تأثیری ندارد و خللی وارد می کند. چون ما سربازان نور، سربازان ظهور هستیم و دیگر اجازه نمی دهیم با تکرار قصّۀ پر غصّۀ جام زهر، قلب پاک مولایمان به درد آید و ظهور به تأخیر افتد.

ای سربازان تاریکی، این شمایید که نابود می شوید. با وجود قائم آل محمّد و نایبش و سربازان این دو، با وجود خورشید و ماه و ستارگان آسمان انقلاب، ظلمت و تاریکی از بین رفتنی ست.

 

برای سلامتی حضرت مهدی موعود(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) و تعجیل در فرج ایشان و سلامتی نایب بر حقّش، حضرت امام خامنه ای(مدّظلّه العالی) صلوات.

 

پی نوشت:

 

می دونید که اوباما با شعار تغییر کاندیدای ریاست جمهوری شد. یکی از شعارهای اوباما موقع انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خروج کامل نظامیان آمریکایی از عراق بود. امّا حالا که خرش از پل گذشته، شعارشو تغییر داده و گفته که نصف نظامیان آمریکایی از عراق خارج می شن!

بعد از اینکه این خبرو شنیدم با خودم گفتم: خودمونیم، خدارو شکر کروبی رئیس جمهور نشدا. اونم شعارش تغییر بود دیگه. اگه رئیس جمهور می شد هر روز شعارش تغییر می کرد. امروز می گفت به هر ایرانی هفتاد هزار تومن می دم. فرداش شعارش تغییر می کرد و می گفت نه، نصفش. به هر ایرانی سی و پنج هزار تومن می دم!!!

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 01:21 ب.ظ | نظرات()