تبلیغات
بصیر شدن - مرگ بر ضدّ ولایت فقیه
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
مرگ بر ضدّ ولایت فقیه
جمعه 22 بهمن 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

چیزی قریب به دو سال است که از فتنۀ کثیف و شوم و البتّه بابرکت(!) سبز اموی می گذرد. از همان نخستین روزهای شورش میریزید بی بی سی و شیخ بی سواد و کودن، امّت بابصیرت حزب الله جمهوری اسلامی ایران، پرونده شان را بررسی و حکم را صادر کردند و فقط منتظر اشاره ای از سوی رهبر عظیم الشّأنمان حضرت امام خامنه ای هستند تا آن را اجرا کنند. البتّه همه می دانیم که این قورباغه های سبز لجنی فقط مجریان برنامه ای بودند که نویسنده، تهیّه کننده و کارگردان آن آمریکا و اسرائیل خونخوار هستند. آن وقت فوّۀ قضاییه از طرفی بعد از دو سال و بعد از این همه خونهایی که به ناحق ریخته شد اعلام می کند که قرار است پروندۀ سران فتنه بررسی شود و در نهایت حکم صادر شود و از طرفی هم در بوق و کرنا می کند که با هر کس که در ملأعام  خلافی انجام دهد که احساسات عمومی را برانگیزد فوراً برخورد و حکم صادر می کند و نمونۀ بارزش حادثۀ میدان کاج تهران. یعنی قوّۀ قضائیه آن قدر ضعیف شده است که زورش فقط به چهارتا جوجه قاتل رسیده و از این قاتلان وحشی و بی شرف که دستشان به خون جوانان پاک و بی گناهی آغشته شده که تنها گناهشان عشق به ولایت فقیه و حمایت از آن است(که برای آنها که این نظام و این ولایت را نمی خواهند جرم کمی نیست) غافل مانده است؟ تا چند ماه پیش می گفتیم بله اینها فعلاً فتنه گران بی خرد را آزاد گذاشته اند که با دست خودشان، خودشان را رسوا کنند و همین هم شد. ولی حالا دیگر هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست. دیگر تمام کسانی که فریب خورده بودند و در دامشان افتاده بودند فهمیده اند و برگشته اند و آنها که برنگشته اند، یقیناً هیچگاه هم برنخواهند گشت چون اینان مصداق این آیۀ شریفه هستند که می فرماید:«صُمٌّ بُکمٌ عُمیٌ فهم لا یرجعون» و ایشان در گمراهی آشکاری هستند که هیچگاه از آن برنخواهند گشت.

قوّۀ قضائیه چندین سال است که خودش را دارد به آب و آتش می زند که استکبار جهانی، منافقان کوردل و خبیث را تحویل دهد تا دمار از روزگارشان درآوریم. جناب قوّۀ غذائیه و جناب سرآشپز(!)، شما نقد را ول کرده و نسیه را چسبیده اید؟ اینها که دم دستتان هستند آزادانه هر غلطی می کنند بی آنکه پاسخگوی اعمال شیطانیشان باشند آن وقت شما می خواهید منافقانی را به سزای اعمالشان برسانید که آن طرف مرزها لانه کرده اند و دستتان فعلاً به آنها نمی رسد؟ واقعاً که عجب کار مسخره ای!!!

نمایندگان محترم مجلس، کار شما تحسین برانگیز است، هر چند دیر انجام شد، ولی با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود و با شعار مرگ علیه جوجه فتنه گرانی مثل میریزید و شیخ چنجر(به تعبیر سردار قاسمی)دادن اینها قصاص نمی شوند. هر چه سریعتر کاری باید کرد.

و امّا کسانی که هنوز دمشان به ان فتنۀ سبز گره خورده است، از جمله جناب زبیر که در تریبون عمومی سیما نطق فرمودند و گفتند:«هر گونه عملی خلاف نظام و طبق فتوای امام حرام است...». جناب زبیر، این برائت و اعتراف و اینها به درد نن جون کروبی هم نمی خورد چه برسد به خودت یا مردمی که می دانند سرت در کدام آخور بند است. چرا؟ نخست اینکه به صراحت اسمی از سران فتنه نیاوردی که بگویی دقیقاً منظورت از هرگونه عملی خلاف نظام کدام اعمال است و تو با کدام عمل خلاف نظام مشکل داری؟ دوم اینکه تو با فتوای امام چه کار داری؟ فتوای امام کاملاً مشخّص است. همه می دانیم که حضرت امام خمینی(رحمه الله تعالی علیه) با این اعمال قبیح مخالفند و آن را حرام دانسته اند و ما هم به همین دلیل جلوی شما ایستادیم. تو خودت چه؟ آن را حرام می دانی را جایز؟ اگر حرام می دانی پس سرت در آخور ضدّ نظام چه می کند؟ اگر جایز می دانی پس چرا از امام مایه می گذاری و حرف می زنی؟ شما را با امام چه کار؟ تو نظر خودت را بگو. ببین، دیگر گذشت دورۀ چند پهلو حرف زدن. همین طوری حرف می زنید که هر روز به درد سینه پهلو دچار می شوید.

و امّا جناب صامت. شما دیگر زحمت کشیدید بعد از بوقی تازه یادتان افتاده است که نطقی کنید و البتّه آن نطق هم مثل اظهارات هاشمی به درد نن جون کروبی هم نمی خورد. صامت ظلماتی بیشتر برازندۀ شماست تا ناطق نوری. گوشهای ما دراز نیست که با چهارتا جملۀ دیکته شده و به درد نخور گول بخوریم.

شمایی که لباس پیغمبر پوشیدید و شمایی که خود را منتسب به ایشان می دانید خیانت بزرگی هم به پیامبر عظیم الشّأن اسلام و جانشینانش کردید و هم به نظام مقدّس جمهوری اسلامی و هم... شما به خدا و خودتان هم خیانت کردید جزای خیانت چیزی جز مرگ نیست. پس:

مرگ بر ضدّ ولایت فقیه

 

پی نوشت: تعدادی از دوستان از نبودنم نگران شدند. از ایشان شدیداً عذرخواهی می کنم. مدّتی مشکلی برایم پیش آمد و بعد از آن هم ازدواج برادرم وقتم را گرفته بود و فرصت سر خاراندن هم نداشتم.

و امّا در مورد عدم حضورم در قطعه، دلایلی دارد که مجال بیانش نیست. البتّه من همیشه سر می زنم و از مطالب برادر بزرگوارم، جناب آقای قدیانی بهره مند می شوم و امّا اینکه کامنت نمی گذارم بماند. هر چند اینطور هم نیست که من چند ماه اصلاً کامنت نگذاشته باشم. هر از چندی چیزی می گویم تا بدانید که هستم. آخریش هم قبل از سقوط نامبارک شاه کامنتی در این زمینه گذاشته بودم.

ان شاءالله همۀ دوستان موفّق باشند. نگران من هم نباشید. خدا را شکر تنم سالم است و نفسی که می آید و می رود.

خواهر عزیزم خانم طاهری، لطف شما همیشه شامل حالم بوده و هست. لطفاً آدرس ایمیلی، وبلاگی چیزی برایم بگذار تا آن طور که می دانی برایت پیغام بگذارم نه اینطور عصا قورت داده!!!]نیشخند[

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 12:16 ق.ظ | نظرات()