تبلیغات
بصیر شدن - حضور همیشگی پدر
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
حضور همیشگی پدر
شنبه 30 بهمن 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

به عموی والدین من لحظۀ رفتنش به جبهه گفتند نرو. اگر بروی و شهید شوی چه کسی از همسر و فرزندان و فرزندی که در راه داری مراقبت خواهد کرد؟ و جواب او این بود:«همان خدایی که جانم را در راه رضای او فدا می کنم از ایشان محافظت خواهد کرد.» و سرانجام رفت و شهید شد و درست در روز چهلمش آخرین فرزندش به دنیا آمد و نام پدر را برای او انتخاب کردند:«علی اکبر».

نمی دانم، شاید به او هم گفتند این بار دیگر به جبهه نرو. تولّد فرزندت نزدیک است. لااقل بمان و به دنیا آمدن اوّلین فرزندت را ببین و بعد برو. خدای نکرده فرزندت به دنیا نیامده یتیم می شود. چه کسی مراقب آنها باشد؟ و شاید او جواب داد من می روم که آنها زندگی خوشی داشته باشند و در امنیت زندگی کنند. آنها خدا را دارند و خود او از ایشان محافظت خواهد کرد.

علی طاهری هم رفت و در سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در جبهه های حق علیه باطل به شهادت رسید و تنها دو روز بعد از شهادتش اوّلین و آخرین فرزندش به دنیا آمد. دختری که حالا همچون پدرش برای رضای خدا و دفاع از ولایت فقیه با ضدّ انقلاب مبارزه می کند.

از آنجا که خداوند متعال، خود به صراحت در کتاب آسمانی اش می فرماید:«وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون» چنین مپندارید که این پدر و دختر هرگز همدیگر را ندیدند و پدر لحظۀ به دنیا آمدن دختر عزیزش حضور نداشت. من به یقین می گویم که شهید والامقام علی طاهری قبل از به دنیا آمدن دخترش در همان دو روز راه و رسم زندگی را به او یاد داد و به او آموخت که زندگی سعادتمند در گرو اطاعت از ولایت فقیه است و دختر هم با دیدن جایگاه بالا و والای پدر به خوبی درسهایش را آموخت.

شاید بعضی ها بگویند:«آخی، طفلکی موقعی که چشم باز کرد پدر نبود. وقتی اوّلین کلام را گفت پدر نبود. وقتی تازه راه رفتن را می خواست یاد بگیرد پدر نبود... تا امروز.» امّا چنین نیست. خواهر عزیزم، خود بگو آیا غیر از این است که:«وقتی چشم باز کردی، اوّلین کسی که دیدی پدر بود. وقتی تو را به آغوش مادر سپردند، این پدر بود که در گوشت اذان و اقامه خواند. وقتی اوّلین کلام را گفتی این پدر بود که گفت و تو تکرار کردی. وقتی موقع راه رفتنت شد دستان پدر بود که دستهای تو را گرفت و از جا بلند کرد و تاتی تاتی کردی. وقتی آماده می شدی که به کلاس اوّل ابتدایی بروی این پدر بود که تو را به مدرسه رساند. وقتی از دانشگاه فارغ التّحصیل شدی اوّلین کسی که به تو تبریک گفت پدر بود. هرگاه خدای ناکرده مریض می شدی پدرت هم در کنار مادر شبها تا صبح بر بالینت می نشست و نوازشت می کرد. وقتی سر سفرۀ عقد نشستی بر خلاف تصوّر عدّه ای که می گویند آخی طفلکی پدرش نبود، اوّلین نفر پدرت بود که بعد از بله گفتن روی ماهت را بوسید و تبریک گفت...» و در تمام این لحظات مادر گرامی ات هم حضور داشت. شاید گاهی احساس کرده باشی که دستان مادرت از دستان دیگر مادران گرمتر و مهربانتر است. دلیلش را خودت می دانی. می گویم تا بقیه هم بدانند. گرمی دستان پدر هم در دستان مادر خود را نشان می داد.

و چه بزرگوار مادری داری که شبها برای اینکه بخوابی قصّۀ پدرت را می گفت و تو از همان دوران با راه پدر آشنا شدی و اکنون ادامه دهندۀ آن راه شدی و پدرت را نزد حضرت بقیةالله الاعظم(روحی فداه) روسفید کردی و ایشان مفتخر است به اینکه تنها فرزندش ادامه دهندۀ راه او شد و از نایب بر حق امام زمان حمایت و پیروی می کند.

برای تو، مادر شیرزنت و همسر مهربانت که مرد سه خانه است آرزوی سلامتی و سعادت داریم و از خدا می خواهیم عمری باعزّت و عاقبت به خیری به تو سرباز عزیز امام خامنه ای و خانوادۀ گرم و صمیمی ات عنایت فرماید و نسلی پاک و ولایی از شما دو فرزند شهید ادامه پیدا کند.

 

پی نوشت: خواهر عزیز و مهربانم خانم طاهری، به خاطر تأخیری که در گذاشتن این پست داشتم از شما خیلی خیلی عذر می خواهم. این مطلب که امیدوارم با همۀ ضعف و نقصش بر دل پاکت نشسته باشد مدّتها پیش آماده کرده بودم که درست روز 22بهمن روی وبلاگ بگذارم ولی آنقدر سرم شلوغ شد که فراموش کردم. شب 22بهمن بر روی پشت بامها و روز 22بهمن به یقین پدرت در کنار مادرت و هر دو در کنار تو حضور داشتند. ولی پدر و مادر من برای کاری به مسافرت رفتند و من تنها در هر دو مراسم حضور پیدا کردم. می بینی؟ پدر تو شاید به ظاهر حضور نداشته نباشد ولی اتّفاقاً همیشه و همه جا در کنار توست. هیچ گاه برایش کاری پیش نمی آید که مجبور شود تو را ترک کند. ولی پدر من و پدران ما گاهی اینطور می شود که در کنارمان نباشند.

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 06:56 ب.ظ | نظرات()