تبلیغات
بصیر شدن - سخنرانی حضرت امام خامنه ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه مبارک رمضان)18/1/1369
                                               بصیر شدن





ألا و لایَحمِلُ هذا العَلَم إلّا أهلُ البَصَرِ و الصَّبر
سخنرانی حضرت امام خامنه ای در دیدار با اقشار مختلف مردم(روز یازدهم ماه مبارک رمضان)18/1/1369
شنبه 16 مرداد 1389

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

پیش نوشت:

تا ماه مبارک رمضان چیزی نمانده. دیدم بهترین کار برای آمادگی برای ورود به این ماه پر خیر و برکت، خواندن نصیحت های پدرانۀ مولای مهربانمان، حضرت امام خامنه ای و عمل به سخنان گهربار ایشان است.

بسم‏الله‏الرّحمن‏الرّحیم

الحمدلله ربّ‏العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‏القاسم محمّدو علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی‏الارضین

در همه‏ی شؤون روزه، باید دقت کرد

اول و دوم از مبطلات روزه، خوردن و آشامیدن است؛ اگر عمداً انجام بگیرد. حالا اگر آب دهان جمع بشود، آیا فرو دادنِ آن اشکالی دارد و آشامیدن یا خوردن - که مبطل روزه است - محسوب می‏شود؟ جواب این است که نه؛ ولو آب دهان، به‏خاطر یادآوری غذا در دهان جمع شده باشد. اگر اخلاط سینه یا غیر سینه، داخل آن محوطه‏یی که به آن دهان گفته می‏شود، وارد گردد، فرو دادنِ آن اشکال دارد و مبطل روزه است. اگر خرده‏ها و ذره‏های غذا، در لابلای دندان مانده باشد، بعد اینها روی زبان شما بیاید و عمداً فرو بدهید، مبطل روزه است و در حکم خوردن می‏باشد. حتّی اگر کسی مثل خیاط که نخ خیاطی را داخل دهان کرده و آن را با آب دهان آغشته نموده، بیرون بیاورد و طبق عادت، دوباره همان را داخل دهان ببرد، اشکال دارد. البته این درصورتی است که رطوبتی که به آن نخ خیاطی متصل می‏شود، رطوبت قابل توجهی باشد که نتوانیم بگوییم در داخل رطوبت دهان، گم شد و احساس نشد.

غرض این است که در روز ماه رمضان - که قرار است شما نخورید و نیاشامید - باید کمال دقت و مراقبت بشود، تا این نخوردن و نیاشامیدن، به وجه درست و با دقت انجام بگیرد. در همه‏ی شؤون روزه، همین دقت لازم است و نسبت به بقیه‏ی مبطلات روزه هم، فروعی هست. خدا کند که در فهم معنای ماه مبارک رمضان و استفاده از ضیافت الهی در این ماه، عقب نباشیم و عقب نمانیم.

ماه رمضان، فرصت عروج و اعتلای روح انسان

مسأله‏ی اساسی در باب ماه رمضان، این است که بشر - که در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگیزه‏های گوناگون، او را به‏سمت پایین و تنزل و سقوط می‏کشاند - فرصتی پیدا کند که در آن بتواند روح را - که روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد - به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهی، تخلق پیدا کند. ماه رمضان، چنین فرصتی است.

البته غیر از ماه رمضان، فرصتهای دیگری هم هست. مثلاً همین نمازهای پنجگانه، فرصتهایی است که ما می‏توانیم با استفاده‏ی از آنها، عروج کنیم؛ خودمان را اصلاح نماییم و زنگارها و پوسیدگیها و غفلتها و بیماریهای معنوی را از خودمان دور کنیم. نماز، فرصت بسیار خوبی است. شما اگر امتحان نکرده‏اید - که قاعدتاً امتحان کرده‏اید و ان‏شاءالله عمل دایمی شما، همین‏طور باشد - امتحان کنید. توجه بکنید که در حال نماز، اگر متوجه خودتان و کاری که از شما سر می‏زند، باشید، قطعاً بعد از نمازِ شما، با قبل از نمازِ شما متفاوت خواهد بود. شرطش همین است که توجه کنید در حال نماز، مشغول چه کاری هستید. بهترش این است که اذکار نماز را بفهمید؛ کارِ بسیار آسانی است.

نباید بگوییم که ما فارسی‏زبانیم و نمی‏توانیم عبارات عربی را بفهمیم. مجموع عباراتی که در نماز خوانده می‏شود - از اول تا به آخر - یاد گرفتن آن برای آدمهای متوسط، یک ساعت هم کار ندارد؛ خیلی آسان است. کتابهایی هم نوشته شده که اینها را ترجمه کرده‏اند. اگر به معانی توجه کنید و بفهمید که مضمون این کلمات چیست و در آنها تدبر کنید، البته بهتر است. اگر این مقدار هم ممکن نشد، حداقل وقتی در حال سجده‏اید، بدانید که با خدا حرف می‏زنید؛ وقتی در حال رکوعید، بدانید که پروردگار عالم را تعظیم می‏کنید؛ وقتی در حال قرائت و ذکر هستید، بدانید که با چه کسی حرف می‏زنید. نفس همین توجه، مهم است.

اگر این توجه حاصل بشود و یاد خدا در نماز تأمین گردد - که «و لذکرالله اکبر1» نماز برای شما «معراج‏المؤمن» خواهد بود و شما را عروج خواهد داد. عروج، همین است که شما در باطن خودتان، صفا و لطافت و نورانیت بیشتری را بعد از نماز احساس می‏کنید. عبادات مالی هم، همین‏طور است. انواع عبادات، فرصتهایی برای ما هستند؛ لیکن ماه رمضان، یک فرصت استثنایی در دوران سال است.

دعاهای ماه رمضان، به انسان نورانیت مضاعفی می‏بخشد

در این سی روز یا بیست و نه روز به‏طور مداوم، غیر از نمازهای موظف پنجگانه و نوافلی که همیشه انسان می‏تواند آنها را بخواند، دعاهایی هست که توجه به آن دعاها و خواندنشان، انسان را نورانیت مضاعفی می‏بخشد. این دعاها را در اختیار ما گذاشته‏اند. کیفیت حرف زدن و مناجات کردن با خدا را به ما یاد داده‏اند. معین کرده‏اند که چه حرفهایی را می‏شود با خدا زد. بعضی از این جملاتِ ادعیه‏ی مأثوره از ائمه(علیهم‏السّلام) هست که اگر اینها نبود، آدم نمی‏توانست خودش تشخیص بدهد که می‏شود با خدا با این زبان حرف زد و این‏طور از خدا خواست و التماس کرد.

علاوه‏ی بر اینها، همین نفس روزه‏ی ماه رمضان است که یک زمینه‏ی روحانیت و نورانیت، برای روزه‏دار می‏باشد و او را برای کسب فیوضات الهی، آماده می‏کند. این، مجموعه‏ی ماه رمضان، با نماز و با وظایف مقرره‏ی همیشگی و با روزه و با دعاهایش است که اگر شما به اینها توجه کنید و تلاوت قرآن را هم به آن اضافه نمایید - که گفته‏اند ماه رمضان، بهار قرآن است - یک دوره‏ی بازسازی و بازیابی و نجات خود از پوسیدگیها و فسادها و امثال اینها خواهد بود؛ دوره‏ی خیلی مغتنمی است.

اصل قضیه این است که ما بتوانیم در ماه رمضان، این سیرِ الی‏الله را بکنیم و می‏شود. عرض کردم، گاهی که پس از پایان ماه رمضان، خدمت امام(رضوان‏الله تعالی‏علیه) می‏رسیدم، برایم محسوس بود که ایشان نورانیتر شده‏اند و حرف زدن و نگاه و اشاره و حرکت دست و اظهارنظرشان، با قبل از ماه رمضان فرق کرده است. دوره‏ی ماه رمضان، برای یک انسان مؤمن و والا، این‏طوری است. آن‏قدر به او و به‏قلب و باطنش، نورانیت می‏بخشد که انسان این را در مشاهده‏ی حضوری او حس می‏کند و از حرف‏زدنش می‏فهمد که نورانیتر شده است. بندگان خدا همین‏طورند. ما باید از این فرصت، خیلی استفاده کنیم.

کوشش کنیم از گناه فاصله بگیریم

یک نکته را در زندگی عملی خودمان عرض می‏کنم که شاید ان‏شاءالله برای خود من و برای همه‏ی شما برادران و خواهران، وسیله‏یی برای تحرک بهتر و بیشتر باشد. آن نکته، این است که برای نزدیکی به خدا، اصل قضیه، ترک گناهان است. انجام مستحبات و نوافل و توسلات و دعا و بقیه‏ی امور، فرع است. اصل قضیه، این است که انسان از صدور گناه و خلاف از خود، مانع بشود. این، همان تقوا را می‏طلبد. تقوا و پرهیزگاری، مهمترین - یا بگوییم اوّلیترین - مظهری است که وجود انسان باید داشته باشد. همین است که مانع از گناه انسان می‏شود. گناه نمی‏گذارد که انسان، حتّی خود را به لبه‏ی دریای عظیم مغفرت الهی برساند و از آن استفاده کند. گناه نمی‏گذارد که ما حال دعا و توجه پیدا کنیم. گناه نمی‏گذارد که ما به فکر بازنگری و بازسازی خودمان بیفتیم. کوشش بکنیم از گناه فاصله بگیریم. این، شرط اول قضیه است.

البته گناهان مختلفند؛ گناههای گوناگونِ فردی و اجتماعی، گناههایی که به‏وسیله‏ی دست یا چشم یا زبان و از طرق گوناگون حاصل می‏شود. برای افراد مسلمان، شاید گناهان، مخفی نباشد و می‏دانند که چه چیزی گناه است. آن کسی که دعا هم می‏خواند، مستحبات را هم انجام می‏دهد، وظایف شرعیش را هم انجام می‏دهد؛ اما در کنار آنها، از گناه هم اجتناب ندارد، مثل آن کسی است که در حال سرماخوردگی و تب، هم داروهایی را که ضد سرماخوردگی است و شفابخش است، می‏خورد و هم از غذاهایی که برای سرماخوردگی مضر است، استفاده می‏کند. معلوم است که آن داروها، اثر نخواهد کرد. معلوم است که اگر آدم بیمار، آن غذایی که برای او مضر است، آن عملی که برای او زیان‏آور است، به آنها ارتکاب بکند، برای او، دارو اثری نخواهد کرد.

باید زمینه‏ی استفاده از رحمت و مغفرت و افاضات معنوی الهی را آماده کرد و آن، با ترک گناه است. لذا شما در دعای کمیل می‏بینید که امیرالمؤمنین(علیه‏الصّلاة والسّلام) می‏فرماید: «اللّهم اغفر لی الذّنوب الّتی تحبس الدّعاء2» یعنی خدایا ! آن گناهانی که دعای مرا حبس خواهد کرد، آنها را بیامرز. گناهان، مانع از اجابت دعا می‏شود. در همین شبها و سحرها، در دعای شریف ابوحمزه می‏خوانید:«فرّق بینی و بین ذنبی المانع لی من لزوم طاعتک3» :خدایا ! میان من و گناهم فاصله بینداز؛ آن گناهی که مانع از انجام وظایفم می‏شود و باعث می‏گردد که نتوانم خودم را به تو نزدیک کنم. اصل قضیه، مسأله‏ی ترک گناه است.

در نظام اسلامی، فضا گناه‏آلود نیست

مهمترین حُسن یک نظام و حکومت اسلامی در این است که فضا را، فضای گناه‏آلود نمی‏کند. در نظامهای طاغوتی، فضا گناه‏آلود است. اگر انسان هم بخواهد گناه نکند، گویی برای او میسور نیست و همه چیز، انسان را به طرف گناه سوق می‏دهد. در نظام اسلامی، این‏طور نیست. در نظام اسلامی، فضا گناه‏آلود نیست. گناهکار هست، در سطوح مختلف و در مشاغل متعدد هم هست، با اختیارات گوناگون هم هست - نه این‏که نیست - اما گناه، ممکن است فقط جاذبه‏ی شخصی داشته باشد؛ یعنی هوی و هوس انسان، او را به طرف گناه بکشاند. این نظام، غیر از نظام طاغوتی و شیطانی است که گناه، معیار پیشرفت اجتماعی هم است! در نظام اسلامی، گناه نه فقط معیار پیشرفت نیست، بلکه ضد پیشرفت و ضد ارزش و معیار تنزل است.

گناه، از هر کسی که صادر بشود، نباید گفت چون این شخص انجام می‏دهد، پس اشکالی ندارد، یا لابد اشکالی ندارد. نه، گناه را بایستی شناخت و گناهکار را به‏وسیله‏ی گناه باید شناخت. هر کسی گناه را انجام داد، گناهکار است؛ هر که می‏خواهد باشد. این تصور غلط است که ما بگوییم چون فلانی این کار را می‏کند، لابد اشکالی ندارد که می‏کند؛ اگر اشکال داشت، که نمی‏کرد. البته حمل بر صحت، ایرادی ندارد؛ بلکه خوب و مستحسن است. در کار همه‏ی مؤمنین، انسان باید حمل بر صحت بکند. تا آن‏جایی که ممکن است، نباید حمل بر فساد کرد؛ اما وقتی یک عملِ خلافِ بیّن و واضح از کسی سر زد، هیچ تفاوت نمی‏کند که این کس، چه کسی باشد. هر کسی باشد، گناه، گناه است؛ بلکه وقتی افراد ممتاز گناه را انجام بدهند، جرم گناه در آن افراد، بیشتر هم خواهد بود.

بنابراین، اصل قضیه، اجتناب از گناه است که باید سعی کنیم در این ماه رمضان، ان‏شاءالله با تمرین و حدیث نفس و ریاضت، گناه را از خودمان دور کنیم. اگر گناه از ما دور شد، آن‏وقت راه برای عروج و پرواز در ملکوت آسمانها ممکن خواهد شد و انسان خواهد توانست، آن سیرِ معنوی و الهی و آن طیرانِ معین‏شده برای انسان را انجام بدهد؛ اما با سنگینی بار گناه، چنین چیزی ممکن نیست. این ماه رمضان، فرصت خوبی برای دور شدن از گناه است.

امیدواریم که ان‏شاءالله خداوند، هم به شما برادران و خواهرانی که در این‏جا حضور دارید و هم به همه‏ی مسلمین و مؤمنین در سرتاسر کشور و همه جای عالم، این توفیق را عنایت کند که از این ماه رمضان بتوانند استفاده کنند و خودشان را متخلق به اخلاق الهی کنند. لااقل این سیر را شروع کنند که با پیشرفت انسان در این سیر، همه‏ی مشکلات بشریت هم کاسته خواهد شد و از بین خواهد رفت.

من بیش از این، دیگر صحبت را طول ندهم. برنامه‏ی امسالمان هم مثل سالهای گذشته، نماز و سخنرانی است و گویندگانی هم که ان‏شاءالله خواهند آمد، همه را موظف و مقید کرده‏ایم که زمان صحبتشان طولانی نشود، تا همه بتوانیم استفاده کنیم. برادران و خواهرانی که حضور پیدا می‏کنند و حضور دارند، کوشش کنند که از سخن گویندگان - که حدود نیم ساعت ادامه خواهد داشت - لبّ کلام را استفاده کنند و گوش کردن حرف منبری را، فقط به‏عنوان این‏که یک مشغولیت است، به حساب نیاورند؛ بلکه در ماه رمضان، این را یک وظیفه و یک فریضه بدانند. یکی از فرایض، همین فریضه‏ی تعلیم و تعلم است که ان‏شاءالله در این ماه هم انجام بگیرد.

نسئلک اللّهم و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعزّ الاجلّ الاکرم یاالله یاالله یاالله. اللّهم یا حمید بحقّ محمّد و یا عالی بحقّ علی و یا فاطر بحقّ فاطمه و یا محسن بحقّ الحسن و یا قدیم‏الاحسان بحقّ الحسین. اللّهم بحقّ حجّتک المهدی صلّ علی محمّد و ال محمّد

پروردگارا! به محمّد و آل‏محمّد تو را سوگند می‏دهیم، روزبه‏روز ما را به‏خودت نزدیکتر و به کمالات انسانی و معنوی، نزدیکتر بفرما.

پروردگارا! توفیق خودسازی، به‏طور کامل به ما عنایت کن؛ توفیق انجام وظیفه‏ی دیگرسازی را هم به ما عنایت فرما.

پروردگارا ! توفیق فهم معارف اسلامی را به ما مرحمت کن؛

توفیق اجتناب از گناهان را به ما عنایت کن؛

توفیق انجام واجبات و مستحبات را - مخصوصاً در این ماه مبارک - به ما عنایت کن.

پروردگارا ! ما را به قرآن نزدیک کن.

پروردگارا ! جامعه‏ی ما را جامعه‏ی اسلامی به معنای کامل کلمه قرار بده.

پروردگارا ! روزبه‏روز بر عزت و شوکت جمهوری اسلامی بیفزا.

پروردگارا ! دشمنان این انقلاب و این نظام مقدس را مورد خشم و سخط خود قرار بده.

پروردگارا ! به‏حق محمّد و آل‏محمّد، امام عزیز و راحل و رهبر فقید ما را - که حق حیات بر گردن این نظام و این کشور و آحاد مسلمانِ باوجدان عالم دارد - در دریاهای رحمت و فیض خود، غریق بفرما.

پروردگارا ! به حق محمّد و آل‏محمّد، انوار لطف و فیض و رحمت خود را بر روح آن بزرگوار نازل بگردان. پروردگارا ! روح مطهر او را از ما راضی کن.

پروردگارا ! آنچه گفتیم و شنیدیم و انجام دادیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده؛

به فضل و کرمت آن را از ما قبول بفرما.

پروردگارا ! زندگی ما را زندگی طیبه‏ای قرار بده؛

مرگ ما را مرگ طیبه‏ای قرار بده.

و عجّل فی فرج مولانا صاحب‏الزّمان.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ عنکبوت: 45

2ـ مفاتیح‏الجنان، دعای کمیل

3ـ مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزۀ ثمالی

ارسال شده توسط رمضانپور در ساعت 12:54 ب.ظ | نظرات()